خدا ، گنجشک ، لانه
1392/4/26 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : شهراد جاویدنیا
گنجشک به خدا گفت : لانه کوچکی داشتم که آرامگاه خستگیم و سرپناه بی کسیم بود اما طوفان تو آن را از من گرفت ، این لانه کجای دنیای تو را گرفته بود ؟
خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود و تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند آن گاه تو از کمین مار پرگشودی و چه بسیار بلاهایی که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم برخاستی .
موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
برچسب ها:
دروغ ، غرور ، عشق
1392/4/21 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : شهراد جاویدنیا