تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
techtip
تراوین




هاچیکو s
هاچیکو
 در سال ۱۹۲۳ در ژاپن سگ معروفی به نام هاچیکو به دنیا آمد که زندگی و منش او به افسانه ای از یاد نرفتنی بدل گشت . زمانی که هاچیکو دو ماه داشت با قطار به توکی

هاچیکو

1392/2/11 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : شهراد جاویدنیا

 

در سال ۱۹۲۳ در ژاپن سگ معروفی به نام هاچیکو به دنیا آمد که زندگی و منش او به افسانه ای از یاد نرفتنی بدل گشت . زمانی که هاچیکو دو ماه داشت با قطار به توکیو فرستاده شد و زمانی که به ایستگاه مقصد می رسد قفس حمل آن از روی باربر به پایین می افتد و آدرسی که هاچیکو قرار بود به آنجا برود گم می شود و او از قفس بیرون می آید و تنها در ایستگاه به این سو و آن سو می رود .

 

در همین زمان یکی از مسافران هاچیکو را ژیدا می کند و با خود به منزل می برد و به نگهداری از او می پردازد . 

 

این قرد پروفسور دانشگاه توکیو ‌‌٬ دکتر شابر بود ٬  پروفسور به قدری به این سگ وابسته می شود که بیشتر وقت خود را به نگهداری از این سگ اختصاص می دهد . دور گردن هاچیکو قلاده ای بود که روی آن عدد ۸ نوشته شده بود . 

 

(  عدد ۸ در زبان ژاپنی ها نماد شانس و موفقیت است  ) 

 

پروفسور نام او را هاچیکو می گذارد . منزل پروفسور در حومه شهر توکیو قرار داشت و هر روز برای رفتن به دانشگاه به ایستگاه قطار     می رفت و ساعت ۴ برمی گشت ٬ هاچیکو یک روز به دنبال پروفسور به ایستگاه می آید و هرچه شابر ازاو می خواهد که به خانه برگردد هاچیکو نمی رود و او مجبور می شود که خودش هاچیکو را به منزل برساند و از قطار آن روز جا می ماند ٬ در زمان بازگشت از دانشگاه با تعجب   می بیند هاچیکو روبروی در ورودی ایستگاه به انتظارش نشسته و با هم به خانه برمی گردند . 

از آن تاریخ به بعد هر روز هاچیکو و پروفسور با هم به ایستگاه قطار می رفتند و ساعت ۴ هاچیکو جلوی در ایستگاه منتظر بازگشت او        می ماند ٬ تمام فروشندگان و حتی مسافران هاچیکو را می شناختند و با تعجب به این رابطه دوستانه نگاه می کردند .  

در سال ۱۹۲۵ دکتر شابر در سر کلاس بر اثر بیماری از دنیا می رود ٬ آن روز هاچیکو که ۱۸ ماه داشت تا شب روبروی در ایستگاه به انتظار صاحبش می نشیند تا اینکه خانواده پروفسور به دنبالش آمده و او را به خانه می برند اما روز بعد نیز مثل گذشته هاچیکو به ایستگاه     می رود و منتظر بازگشت صاحبش می ماند و هربار که خانواده پروفسور جلوی رفتنش را می گرفتند هاچیکو فرار می کرد و به هر طریقی بود خود را سر ساعت ۴ به ایستگاه می رساند . 

این رفتار هاچیکو خبرنگاران و افراد زیادی را به ایستگاه می کشاند و در روزنامه ها اخبار زیادی درباره او نوشته می شد و همه می خواستند از نزدیک با این سگ باوفا آشنا شوند . 

هاچیکو خانواده پروفسور را ترک کرد و شب ها در زیر قطار فرسوده ای می خوابید ٬ فروشندگان و مسافران برایش غذا می آوردند و او ۹ سال هر بعدازظهر روبروی در ایستگاه منتظر صاحبش می ماند و در هیچ شرایطی از این انتظار دلسرد نمی شد و تا زمان مرگش در سال ۱۹۳۴ در سن ۱۱ سال و ۴ ماهگی منتظر صاحب مورد علاقه اش باقی ماند . 

وفاداری هاچیکو در سراسر ژاپن پیچید و در سال ۱۹۳۵ تندیس یادبودی روبروی در ایستگاه قطار از او ساخته شد و تا امروز تندیس برنزی هاچیکو همچنان در ایستگاه شیبو‌‌يی منتظر بازگشت پروفسور است . 

در زمان جنگ جهانی دوم تندیس تخریب شد و در سال ۱۹۴۷ دوباره تندیس جدید از هاچیکو در محل همیشگی اش بنا شد اگرچه این بنا حالت ایستاده داشت و به زیبایی تندیس اول نبود اما یادبودی از وفاداری و عشق زیبای هاچیکو برای مردم ژاپن بود . 

در سال ۱۹۶۴ تندیس دیگری از هاچیکو در روبروی زادگاهش بنا شد . 

 

این داستان حقیقی و باور نکردنی ٬ از وفاداری بی حد سگی است که ثابت کرد عشق هرگز نمی میرد و هیچگاه فراموش نخواهد شد .





موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
ஜ۩۞۩ஜ قــــــلــــب یـــــــخـــیاینگونه نظر داده است : 09:17 ,1392/5/14

سلام عزيزم خسته نباشي عالي بود...دمتون نقطه جوش

نام :
ايميل:
سايت:
کد تایید:
ارسال نظر به صورت خصوصي به مدیر سایت

ساخت وبلاگ