زندگی با عشق
روزی استادی وارد کالاس شد و به دانشجویان گفت : برای امتحان از قبل برنامه ریزی نشده آماده شوید .
استاد برگه های امتحان را برعکس روی میزها گذاشت سپس از دانشجویان خواست که برگه ها را برگردانند ، دانشجویان متعجبانه دیدند هیچ سوالی در برگه نیست و فقط یک نقطه سیاه در وسط آن است .
استاد که تعجب را در چشمان و چهره آنها دید گفت : درباره آنچه که می بینید بنویسید .
دانشجویان که کاملا گیج شده بودند شروع به نوشتن کردند . پایان کلاس استاد تمام
برگه ها را گرفت و با صدای بلند شروع به خواندن آنها کرد .
همه دانشجویان بدون استثناء نقطه سیاه و موقعیت آن در صفحه را توصیف کرده بودند .
خواندن همه برگه ها که تمام شد کلاس در سکوت فرو رفت و استاد شروع کرد به توضیح دادن .
استاد گفت : من در این امتحان نمیخواستم به شما نمره بدهم و فقط میخواستم موضوعی برای تفکر داشته باشید ، هیچ یک از شما درباره قسمت سفید کاغذ چیزی ننوشته بودید ، همه ی توجهات به نقطه ی سیاه بود درست مثل زندگی واقعی که همیشه اصرار به تمرکز روی نقطه های سیاه داریم .
بیماری ها ، بی پولی ، مشکلات در روابط با اعضای خانواده ، نا امیدی از یک دوست
نقطه های سیاه در مقایسه با داشته هایمان در زندگی بسیار کوچکند اما اجازه میدهیم که ذهنمان را آلوده کنند .
چشم از نقطه های سیاه زندگی بردارید و از نعمت هایی که به شما داده شده و لحظات زندگیتان ، لذت ببرید .
خوشحال باشید و زندگی را با عشق سر کنید .
موضوعات مرتبط با این مطلب :