زندگی با عشق
1397/6/15 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : شهراد جاویدنیا
روزی استادی وارد کالاس شد و به دانشجویان گفت : برای امتحان از قبل برنامه ریزی نشده آماده شوید .
استاد برگه های امتحان را برعکس روی میزها گذاشت سپس از دانشجویان خواست که برگه ها را برگردانند ، دانشجویان متعجبانه دیدند هیچ سوالی در برگه نیست و فقط یک نقطه سیاه در وسط آن است .
استاد که تعجب را در چشمان و چهره آنها دید گفت : درباره آنچه که می بینید بنویسید .
موضوعات مرتبط با این مطلب :
عشق
1397/3/21 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : شهراد جاویدنیا
عشق همین است ، تنت می رود و دلت جایی میان دست های کسی تا ابد جا
می ماند !
موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها: عشق
برچسب ها: عشق
دنیای عاشقانه من
1396/11/2 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : شهراد جاویدنیا
نمی خواهم لحظه ای از تو دور شوم ، درک کن که چه حسی دارم ، همیشه می مانم مال تو .
کاش می شد سهم من از با تو بودن تنها آرامش و عشق باشد نه دلتنگی و انتظار ، هرگاه که نیستی و دلتنگ تو هستم نامت را در دلم زمزمه می کنم این گونه است که آرام می شوم ، دلم را راضی می کنم و این گونه روزهای دلتنگی را سر می کنم .
موضوعات مرتبط با این مطلب :
عاشق بر نمی گردد !
1395/11/25 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : شهراد جاویدنیا
دختری به مردی گفت : من عاشق شما هستم
مرد به او گفت : لیاقت تو برادر من است که از من زیباتر و پولدارتر است و پشت سرت ایستاده است .
دختر برگشت اما کسی را پشت سر خود ندید.
مرد به او گفت : اگرعاشقم بودی هیچوقت بر نمی گشتی پشت سرت را نگاه کنی .
موضوعات مرتبط با این مطلب :
باران
1394/11/8 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : شهراد جاویدنیا
چتر لازم نیست ، این هم باران نیست که می بارد اشک های من هستند که مثل باران می بارد برای تو و بخاطر تو
موضوعات مرتبط با این مطلب :
موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها: باران
برچسب ها: باران
دعای مادر
1394/8/7 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : شهراد جاویدنیا
پسر به مادرش گفت : ببین ، تو هم نماز می خوانی ، هم روزه می گیری ولی خدا هیچی به تو نمی دهد اما من که نه نماز میخونم و نه روزه می گیرم هرچه از او خواستم به من داده .
طفلک پسرک نمیدونست مادرش از خدا فقط یک چیز می خواهد آن هم اینکه هرچه پسرش می خواهد به او بدهد .
موضوعات مرتبط با این مطلب :
غم عشق
1393/10/15 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : شهراد جاویدنیا
منم تنهاترین در عالم عشق
و تنها مرد ویران در غم عشق
منم تنها و بیکس در شبی سرد
که تسکین میدهد درد مرا درد
تویی نوباوه ی غمگین و خسته
چرا درهای امیدت شکسته ؟!
اگرغمخواری و پابند عشقی
و تا پایان تو در پیوند عشقی
اگر هم دوستدار میهنستی
اگرآلوده ی عشقی و مستی
تو خار چشم ننگ دشمنان باش
و زخواری و ذلت درامان باش
نداره عشق از خواری نشانی
مبادا در شب ذلت بمانی
و تنها مرد ویران در غم عشق
منم تنها و بیکس در شبی سرد
که تسکین میدهد درد مرا درد
تویی نوباوه ی غمگین و خسته
چرا درهای امیدت شکسته ؟!
اگرغمخواری و پابند عشقی
و تا پایان تو در پیوند عشقی
اگر هم دوستدار میهنستی
اگرآلوده ی عشقی و مستی
تو خار چشم ننگ دشمنان باش
و زخواری و ذلت درامان باش
نداره عشق از خواری نشانی
مبادا در شب ذلت بمانی
موضوعات مرتبط با این مطلب :
مادر
1392/10/23 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : شهراد جاویدنیا
ز شب های جدایی گاه و بیگاه
به گوشم می رسد آوای مادر
به چشمم جلوه ای دارد شبانگاه
جمال مادر و رویای مادر
خداوندا میان بندگانت
کسی هرگز نگیرد جای مادر
در آسمان آبی دلم ، جایی برای ابرها نیست ، مادرم ، دعایم کن که با دعایت ، دلم خانه دردها نیست ، آری ، دعایم کن که شاید دعایت تسکین دهد درد مرا .
به چشمم جلوه ای دارد شبانگاه
جمال مادر و رویای مادر
خداوندا میان بندگانت
کسی هرگز نگیرد جای مادر
در آسمان آبی دلم ، جایی برای ابرها نیست ، مادرم ، دعایم کن که با دعایت ، دلم خانه دردها نیست ، آری ، دعایم کن که شاید دعایت تسکین دهد درد مرا .
موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها: مادر
برچسب ها: مادر